جمعه ۶ مرداد ۱۳۹۶ | ۱۲:۳۲ ب.ظ
نامه سرگشاده به استاندار آذربایجان شرقی
و این نامه ای است سرگشاده برای جناب آقای جبارزاده استاندار محترم آذربایجان شرقی در دولت نخست روحانی که رو به پایان است.

جعفر خضوعی: و این نامه ای است سرگشاده برای جناب آقای جبارزاده استاندار محترم آذربایجان شرقی در دولت نخست روحانی که رو به پایان است. صحبت از شهر اهر و از منطقه ارسباران است و صحبت از تبریز، که مرکز استان است. نه تبریز که مدیریت تمرکزگرای استان.

خوب می دانیم که شهر تبریز عزیز دل و محبوب همه آذربایجانی هاست و شکوه از آبادانی تبریز نیست که خود او نیز از جایگاه شایسته اش بازمانده است. صحبت از سیاست ها و برنامه های نادرستی است که منجر به تضعیف تبریز و تخریب استان شده است.

خوب می دانید که از وسعت بیش از ۴۵ هزار کیلومتری استان تبریز تنها ۵/. درصد آن است و با وجود این؛ نزدیک به ۵۰ درصد جمعیت استان را در خود جمع کرده است. وقتی ۶۰ درصد صنایع استان را در تبریز جمع می کنید؛ تعجب آور نخواهد بود که ارسباران در نیم قرن اخیر به دلیل موج بالای مهاجرت افزایش جمعیت نداشته باشد. به راستی مغز متفکر و اتاق فکر استان کجاست؟ از کدام راهبرد و برنامه مدیریت استان می توان آینده نگری را متوجه شد؟ مسئولان استان؛ تبریز را به کجا می برند؟ وقتی پیشنهاد سه برابر شدن پهنه این شهر را به وزیر راه و شهرسازی می دهند. وقتی شهرک صنعتی با قابلیت اشتغالزایی ۱۵۰ هزارنفری ( معادل کل جمعیت شهرستان های اهر و هوراند) را می سازند. وقتی در حال ساخت شهرک های جدید هستند!!

بارش تبریز حداقل از یک قرن پیش ثابت است اما جمعیتش در این مدت چند برابر شده است. مشکل آب آن چگونه حل شد؟ از ربع قرن پیش آب زرینه رود از گلوی دریاچه ارومیه قطع و به تبریز آمد! ۸۰ درصد صنایع استان در جلگه تبریز استقرار یافت. هزاران حلقه چاه غیرمجاز در حوضه آبریز ارومیه احداث شد و نتیجه اش خشکی دریاچه ارومیه شد. به راستی چه کسانی باعث و بانی خشکی دریاچه ارومیه و این همه خسارت و هزینه معدال اعتبارات احیای آن هستند؟

صدای میاندوآب برخاست و لوله دوم از زرینه رود به تبریز نیامد. چه کردید؟ به سراغ ارس رفتید و صدای اعتراض اردبیل برخاست. ارس را هم آوردید، بعد از آن چه می کنید؟!

خوب می دانید که انباشت امکانات در تبریز و تراکم بالای جمعیت در آن؛ آثار و تبعات زیانبار بسیاری دارد. تبریز را کلان شهر و جهان شهر و آرمانشهر می خوانید اما ذره ای شرمساری از نیم میلیون حاشیه نشین در آن ندارید!!! ذره ای ناراحتی از تخلیه روستاهای ارسباران ندارید!!! سرمایه های انسانی حامل تجارب و فرهنگ پیشینیان از جوامع روستایی و عشایری مهاجرت می کنند و این مهاجرت به نابودی فرهنگ اصیل و بومی آذربایجان منجر می شود.

استان آذربایجان شرقی را می توان به دو نیمه غربی (جلگه ای) و شرقی (کوهستانی) تقسیم کرد. نیمه غربی عمدتاً شامل جلگه تبریز و مراغه می شود و خوب می دانید که شهرستان های مستقر در آن ها در ادوار سرشماری با افزایش جمعیت مواجه اند و شاخص های رشد و توسعه در آن ها رو به صعود است. در نیمه شرقی اما مدام شاهد کاهش جمعیت در سرشماری ها هستیم و محرومیت بالاست.

خوب می دانید که چهار محور ارتباطی مهم از تبریز منشعب می شود که تنها محور تبریز ـ اهر بزرگراه نیست و از قضا تنها محور از چهار محور ارتباطی عمده است که صنعتی نیز نیست. این محور ارتباطی مرکز استان را به منطقه ارسباران در مرز کشور متصل می کند که یک چهارم مساحت استان را شامل می شود. یک سوم تعداد روستاها و بیشترین جمعیت عشایری استان را در خود دارد.

چرا در چنین منطقه ای صنایع مرتبط با زراعت و دامداری وجود ندارد؟ چرا معادن منطقه به سرانجام درستی نرسیده اند؟ چرا مجتمع عظیم مس سونگون نتوانست با گذشت ربع قرن از بهره برداری چهره این منطقه را عوض کند؟

چرا باید احداث یک جاده ۹۰ کیلومتری بین اهر و تبریز ( در کنار جاده قبلی و برای تبدیل این محور به بزرگراه) ده سال طول بکشد؟ چرا پس از نه سال از آغاز عملیات اجرایی تنها ۵۰ درصد پیشرفت فیزیکی داشته باشد؟ البته باعث مسرت و امیدواری است که در سال های اخیر آمار تصادفات در این محور کاهش یافته است اما در دین ما مرگ یک انسان برابر با مرگ بشریت است. چرا باید یک محور ارتباطی که باید وسیله امید و پیشرفت یک منطقه باشد، همواره خون و مرگ را تداعی کند؟ اخیراً فرماندار شهرستان هریس گفته است؛ « در فاصله سال های ۹۰ تا ۹۵ تعداد ۸۳۰ نفر در این محور کشته شده اند». چه بسا این آمار درست نباشد اما خوب می دانیم که حداقل در دو دهه اخیر سالانه نزدیک به یکصد نفر کشته داشته و اگر تعداد قربانیان این جاده در بیست سال اخیر را دو هزار نفر درنظر بگیریم آیا این فاجعه نیست؟ در این جاده تصادفات خونبار و آتشین رخ داده و بارها و بارها چندین نفر یکجا جان باخته اند اما بسی جای تأسف است که یک بار هم اعلام عزای عمومی نشده است!!!!

در شرایطی که اعتبار ۹۰ میلیارد تومانی این پروژه در طی دو سال پرداخت می شود؛ شاهد هزینه ۲۰۰ میلیارد تومانی برای هر کیلومتر از خط متروی تبریز هستیم!! در تازه ترین خبرها؛ شهردار تبریز از؛ « تزریق مبلغ یک هزار و ۴۵۰ میلیارد تومان برای پروژه مترو در طول سه سال» خبر داد.

بله تبریز مرکز استان و کلان شهر است و در این گوشه اهر باید مهاجر فرست ترین شهرستان استان باشد. بله صنایع در تبریز جمع شده اند و اهر کارخانه ای ندارد که منبعی برای درآمد شهرداری اش باشد. جمعیت تبریز ۱۰ برابر جمعیت اهر است اما بودجه شهرداری تبریز ۱۰۰ برابر بودجه شهرداری اهر. پس شهروندان تبریز ۱۰۰ برابر بیشتر از شهروندان اهر خدمات شهری دریافت می کنند. آیا شما ضجه عدالت را از پیچ و خم این اعداد نمی شنوید؟!

خوب می دانیم که بپرسیم چرا در دولت قبل با وجود برخورداری از درآمدهای افسانه ای نفت نیز توجهی به این منطقه نشد و احداث این جاده در حاشیه ماند؟ و خوب می دانیم که دولت روحانی کشور را در چه شرایطی تحویل گرفت و با چه تنگناهایی مواجه بود؟ به همین دلیل حتی همین اهر و ارسباران دوباره به وی رأی دادند. اما در سطح استان و در درک اولویت ها چه اتفاقی افتاده است؟

به راستی آیا عقب افتادگی ارسباران ناشی از محدودیت های طبیعی است؟ هرگز چنین نیست. منطقه ارسباران تنها پهنه جنگلی مهم و بزرگ ترین زون معدنی فلات آذربایجان را در خود دارد. رودهای پرآب و ییلاق های سرسبز و زمین های قابل کشت دارد. اما آنچه نداشته و باعث این همه عقب افتادگی است؛ سیاست های نامیمون تمرکزگرایی در استان و کشور، بی عدالتی در توزیع امکانات و اعتبارات و سوء مدیریت در این منطقه بوده است.

جناب استاندار! در تدارک جشن تبریز ۲۰۱۸ هستید. خبر می دهید که؛ « برای اجرای برنامه ها و پروژه های مربوط به تبریز۲۰۱۸، بیش از ۶۰۰ میلیارد تومان از دستگاه های مرکزی درخواست کرده ایم و علاوه بر این ۳۰۰ میلیارد تومان نیز توسط شهرداری تبریز برای این رویداد فرهنگی در استان هزینه می شود». مبارک است اما اینجا دردی است که متأسفانه در مرکز استان درک نمی شود. زلزله ارسباران تابستان سال ۹۱ رخ داد و در بحث امداد و بازسازی مدیون زحمات همه مسئولین در دولت قبل نیز هستیم اما شاخص ترین اثر تاریخی ملی در این منطقه یعنی بقعه شیخ شهاب الدین اهری که در زلزله آسیب دید، با گذشت پنج سال از زلزله هنوز مرمت نشده است. تأخیر در مرمت باعث شد تنها موزه این منطقه و این شهرستان نیز تعطیل شود. از سال ۹۱ تا کنون تعداد سه مدیرکل میراث فرهنگی و گردشگری استان ضمن بازدید از این بنای تاریخی وعده های مکرر بازسازی داده اند اما به وعده های خود عمل نکرده اند!!! آیا می دانید مرمت این بنا چه قدر هزینه دارد؟ و آیا می دانید در تبریز تنها برای توسعه مقبره الشعرا مبلغ ۶۰ میلیارد تومان هزینه می شود.

وقتی معاون عمرانی و مدیرکل میراث فرهنگی تان از راه اندازی موزه های جدید در تبریز خبر می دهند و همزمان تنها موزه اهر تعطیل می شود، آیا این بی احترامی به گوش حضرتعالی نمی رسد؟! آیا می دانید ۹۰ درصد موزه های استان در تبریز ایجاد شده اند؟

شهردار تبریزتان خبر می دهد که؛ «در سه سال اخیر بیش از ۴۰ میلیارد تومان از سوی شهرداری تبریز در راستای ارتقای جایگاه اکوتوریستی تفرجگاه عینالی هزینه شده است». این مبلغ اعتبار تخصیص یافته یک سال بزرگراه اهر ـ تبریز است!!! این لطیفه را شنیده اید که از شهردار یک شهر می پرسند؛ در شهر شما آثار تاریخی وجود دارد؟ و او می گوید؛ داریم چند فقره می سازیم!!! حکایت این لطیفه حکایت شماست!!! دارید در عینالی اکوتوریسم درست می کنید اما به فکر اکوتوریسم خدادادی فندقلو در اهر نیستید!!!

بحث تاریخ و فرهنگ نمی کنم که رنجنامه ای جداگانه می خواهد. همین قدر بدانید و خوب می دانید البته که نقش اهر و ارسباران در تاریخ کشور کم از نقش تبریز نبوده است. مردم منطقه ارسباران که به تعبیر مقام معظم رهبری؛ «منطقه شجاعت است»، در ادوار مختلف تاریخ کشور و در رخدادها و حرکت های بزرگ ملی حضور مستقیم و نقش فعال داشته اند. زیاد عقب نمی روم که این در شهر ما دستمایه انگ و افترا می شود و همین قدر از دوره قاجار بگویم که؛ مردم این خطه در مرزداری و در دفاع از تمامیت ارضی کشور، در نهضت تنباکو، در انقلاب مشروطه، در نهضت ملی شدن نفت، در انقلاب اسلامی و در دفاع مقدس کارنامه درخشانی دارند.

از مفاخر ملی و نامدارش نمی گویم و از اولین های آن. اجازه دهید از نرخ بالای بیکاری اش بگویم و از این بگویم که در سال جاری خبر خودکشی چهار جوان در این شهر پیچید اما از سوی هیچ مرجع رسمی اعلام نشد. بگویم منطقه ای با این پشینه و شهر یکصدهزار نفری اهر بیمارستان درست و حسابی ندارد!!! شهری که میزبان بزرگ ترین جشنواره تئاتر آذربایجان است، اما سالن نمایش ندارد!!! شهری که اداره فرهنگ و ارشادش ساختمان ندارد و در مجتمع فرهنگی و هنری مستقر است. مجتمعی که بازسازی آن از تخریب زلزله سال ۹۱ هنوز به پایان نرسیده است!!! شهری که کتابخانه مرکزی استاندارد ندارد!!! شهری که احداث دو کمربندی دو سه کیلومتری در غرب و شرقش با گذشت قریب به ده سال به سرانجامی نرسیده است!!! پروژه های معدنی آن مثل مس انجرد و آهک گورادره به جایی نرسیده است!!! شهری که بزرگ ترین میدان فروش دام در آذربایجان را دارد اما از صنایع جانبی دام در آن خبری نیست!!!!

سفرهای شهرستانی شما اغلب به حضور در جلسات شورای اداری و صحبت و سخنرانی سپری می شود. آیا تاکنون به فکرتان افتاده است که خارج از روال موجود سفری به اهر کرده و گشتی در آن کنید و حرف مردم را بشنوید. کدام کانال ارتباطی و کدام برنامه و روش را دارید که متوجه شوید وعده های مکرر و بی اقدام و عمل مدیرکل تان در واقع بی احترامی به مردم یک شهر است.

جناب استاندار! ارسباران و اهر را دریابید. خوب می دانیم که از پوشه سند تدبیر و توسعه چیزی درنمی آید و اگر چیزی هست خوشحال می شویم بشنویم. اهر یک سال بی نماینده ماند و صدایش پژواک نداشت. شخصا ورود کرده و در جبران عقب افتادگی های این شهرستان و تسریع در انجام پروژه های عمرانی آن تدبیر کنید. بزرگراه را تمام کنید، پروژه های گردشگری شرق اهر ( تله کابین و آب معدنی یئل سویی و پارک جنگلی فندقلو) را یاری دهید، تکلیف مجتمع مس انجرد ( با تمام نگرانی های زیست محیطی که احساس می شود) را مشخص کنید و احداث کارخانه آهک هیدراته را آغاز کنید، ساخت نیروگاه بادی سامبران را سرعت ببخشید، صنایع دستی این شهر را دریابید و دستور دهید نمایشگاه دائمی ورنی که از وعده های مسئولان امر است، احداث شود، به مدیرکل میراث فرهنگی تان دستور دهید مرمت بقعه شیخ شهاب الدین را آغاز و زمینه بازگشایی موزه ادب و عرفان را فراهم سازد، موزه مردم شناسی، موزه سنگ نگاره ها، موزه عشایر و موزه باستان شناسی و مرمت خانه های تاریخی آن را عملی سازد. به اداره کل راه و شهرسازی دستور دهید کمربندی شرقی این شهر را تمام کند و ضمن تسریع در احداث بزرگراه اهر ـ تبریز تقاع غیرهمسطح ابتدای این پروژه را نیز انجام دهد، به شهرداری اهر کمک کنید پروژه هایی چون کمربندی غربی، پارک بزرگ ولایت، ساماندهی کیچیک چای، مسیرگشایی های حیاتی، احداث پارک، کتابخانه، شهربازی و مجتمع فرهنگی و هنری در محلات حاشیه نشین احداث کند و…

ـ منتشره در دوهفته نامه گویا ( شماره ۲۹۵، تیرماه ۱۳۹۶)

 

Comments are closed.



تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به پایگاه خبری و تحلیلی آرخا می باشد و استفاده از آن با ذکر منبع بلامانع می باشد
دارای مجوز رسمی از معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد جمهوری اسلامی ایران